و رشادتها و دليريهاي آن «???» نفر كه تا پاي جان، و مهمتر از آن براي پيشبرد دموكراسي، با آن ?????? نفر وحشي غير متمدن «بيدمكراسي» و احمق ميجنگند و آخر، با شكستي پرافتخار، ميميرند.
اين فيلم مهيج هنوز اكران عمومي نشده، ولي ديروز ما در برلين اين افتخار رو داشتيم كه زودتر از اكران، آنرا در جشنوارهي فيلم برلين تماشا كنيم.
البته اين افتخار نصيب من نشد، ولي همكارانم، به همراه دوست ايرانيم، فرنوش، به ديدار اين فيلم شتافتند. و امروز حال و قيافهي فرنوش ديدني بود:
- فرنوش در حاليكه صدايش از عصبانيت ميلرزد و اشك در چشمانش جمع شده تعريف ميكند: افتضاح به معناي واقعي، ايرانيها را مثل حيوان نشان داده بود: بدوي، با پوششي مثل تروريستهاي امروزي، جلادگونه با چشمهايي پر از خون، سياه پوست، …
ميگويم خب، ???? سال پيش بوده، قيافهها بايد هم بدوي باشند، جنگ هم بوده، نميشه كه همه صلحطلب و مهربان بهنظر برسند، ضمن اينكه امپراتوري ايران، گسترهاي از قومها بوده، سياه پوست يا پوستي با رنگ تيره هم نبايد كم بوده باشد.
- ميگويد آخر يونانيها همه خوشتيپ، هيكلهاي ورزشكاري، با درايت، شجاع، زيرك كه با يك حركت شمشير، ????? نفر ايراني را قلع و قمع ميكنند…
ميگويم، خب چه انتظاري داري عزيز من، تو هم اگر بخواهي دشمنت را به تصوير بكشي همه را زشت و احمق و عقبافتاده نشان ميدهي، خودت را شيك و خوشگل و باهوش. مگر در فيلمهاي جنگ، عراقيها را نديدهاي؟
- ميگويد قبول دارم، هميشه اغراق ميشود، اما نه اينكه همهي واقعيتها را تحريف كنند؛ آخر همهي ايرانيها را اين شكلي نشان ميداد، زنهايشان را هرجايي، پادشاهشان را، خشايار شاه، را با صورتي پر از گوشوره و آرايش غليظ، همجنسباز،…
ميگويم خب مگر نه اينكه پدر تاريخشان، هردوت گفته ايرانيها، زنهايشان را به ميهمانشان تعارف ميكردند؟ مگر كم بوده در تاريخمان، شاهد و ساغر و …. . خب، برداشتشان از ايران همين ميشود ديگر، اما بينندهي فيلم بايد عاقل باشد، مگر ميشود دو همسايه، در يك زمان مشابه، يكي اينقدر متمدن، باهوش، با درايت، ديگري آنقدر عقب افتاده و احمق؟ مشكل اينجاست كه تاريخ را هميشه پيروزها مينويسند، هيچ فيلم يا كتاب و يا سند قابل عرضهاي از ايرانيها ديدهاي كه بخواهد اطلاعات بيغرضي از زاويه ديدي ديگر ارائه دهد؟ ضمناً اين هم يك فيلم (فيلم-انيميشن) است، نه سند تاريخي، كه خودت را اينقدر ناراحت ميكني.
- ميگويد آخر مردم براي يونانيها دست ميزدند. آنها را وقهتي ايرانيها رو مثل مورچه ميكشتند و دست و پايشان را با شمشير ميپراندند، تشويق ميكردند…
ميگويم خب فيلم اكشن بوده، چه انتظاري داري، اينها همانهايي هستند احتمالاً كه ميروند فيلمهاي جنگ ستارگان ميبينند و براي كشته شدن آدم فضاييهاي بدذات هورا ميكشند.
- ميگويد آخر ايرانيها رو هو ميكردند و به حماقتشان ميخنديدند،… اينقدر شور بود كه آخر فيلم، يك ايراني ديگر حاضر در سالن بلند شد و شروع كرد به بدگويي از فيلم و انتقاد به تشويقكنندگان…
ميگويم خب، تو هم اگر ايراني نبودي، حتماً با قهرمان و نقش اول فيلم همذاتپنداري ميكردي، نه با شكستخوردگان.
- ميگويد نه تو درك نميكني، واقعاً ناراحتكننده بود، جاي تاسف دارد براي اروپاييها كه خودشان را با معلومات ميدانند و آمريكاييها را مسخره ميكنند.
ميگويم من كاملاً احساست را درك ميكنم، شايد اگر خودم هم به تماشاي فيلم آمدهبودم همينقدر عصباني و ناراحت بودم، اما چه ميشود كرد؟ فيلم است ديگر، مگر ايرانيها اعراب را و حملهشان را همين شكلي نشان نميدهند در فيلمها و كتابهايشان؟ اين رسم هر دشمني و جنگي است.
- ميگويد آخر چرا بايد ذهنيت همه راجع به كشور من اينطور باشد. من تاسف ميخورم كه هيچكاري نميتوانم بكنم. و از عكس و كليپي ميگويد كه بعد از فيلم براي همكاران فرستاده از ايران امروز: كه پيست اسكي ديزين بوده و مركز خريد تجريش!
ميگويم ذهنيت عموم مردم جهان، با آنچه كه از ايران ميبينند شكل ميگيرد، نه به دلخواه تو، و آنچه كه ميبينند احمدينژاد است و عمليات استشهادي و مرگ بر آمريكا. اينها سخنگو و نمايندهي ملت ايرانند، نه آنهايي كه در ديزين اسكي ميكنند و تو دوست داري همهي ايران باشد. اين واقعيت است، هر چند ناراحتكننده، اما تو نميتواني آنرا تغيير بدهي، تاسف خوردن هم در مواردي كه هيچ نقشي در آنها نداري، دردي را دوا نميكند. تاسف آن موقع بايد بخوري كه بتواني تغييري ايجاد كني و تاثيري بگذاري و اينكار را نكني.
و فرنوش قانع نميشود. خودم هم! اين عكسها و كليپ فيلم را ميبينم و بغض ميكنم. عقل ميگويد من مسوول انسان بودن خودم هستم، و مفيد بودن براي ديگران، اما احساس ميگويد آن تكه از خاك دنيا و آنچه آنجا ميگذرد، از تو جداشدني نيست. بغض ميكنم و افسوس ميخورم.
من این سال جدیدی که میاد رو هم به خوبی خوشی سپری کنین سر صفره ی ۷ سین از ما یادتون نره ( بچه های گروه ما رو دعا کنین)
ما هم از شما یادمون نمی ره ..................................................................
از کسانی که از دست ما هم ناراحت شدن خواهش می کنم که ما رو ببخشن ( البته به خوبی و بزرگی خودشون ) مخصو صا بعضی.......
خوب به امید اینکه سال خوبی رو داشته باشین ![]()
![]()
![]()
خداحافظ......
خداحافظ......![]()
خداحافظ......
ساده نميشه تو رو داشت ...بايد پيشت ستاره کاشت...ماه رو بايد از آسمون رو طاق چشمهاي تو کاشت
صبحها نميتونم صبحونه بخورم چون دوستت دارم. روزا نميتونم نهار بخورم چون دوستت دارم. شبها نميتونم شام بخورم چون دوستت دارم. شبها هم نميتونم بخوابم چون گشنمه![]()
خورشيد ماه را بوسيد کسوف شد . زمين ماه را بوسيد خسوف شد . اگر من ترا ببوسم ميداني چي ميشود ؟
يه روز يه فرشته سراغم اومد و ازم خواست كه از بين گل و گلدون، يكي رو انتخاب كنم، من هم گلدون رو انتخاب كردم تا تو رو توش بزارم، آخه كودي بهتر از تو پيدا نميشه![]()
مثلث برمودا و عجايب آن
مثلث برمودا محلي است وهمانگيز که در آن صدها هواپيما و کشتي در هوا و دريا ناپديد شدهاند. بيش از هزار نفر در اين منطقه وحشت گم شدهاند، بدون اينکه حتي يک جسد يا قطعه پارهاي از يک هواپيما يا کشتي مفقود شده ، به جا مانده باشد.
موقعيت مثلث برمودا
مثلث برمودا واقعا يک مثلث نيست، بلکه شباهت بيشتري به يک بيضي (و شايد هم دايرهاي بزرگ) دارد که در روي بخشي از اقيانوس اطلس در سواحل جنوب شرقي آمريکا واقع است. راس آن نزديک برمودا و قسمت انحناي آن از سمت پايين فلوريدا گسترش يافته و از پورتوريکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از ميان درياي سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافيايي در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روي خطي که شمال حقيقي و شمال مغناطيسي بر يکديگر منطبق ميگردند. در اين نقطه هيچ انحرافي در قطب نما محاسبه نميشود.
در غرب اقيانوس اطلس، در آن سوي سواحل جنوب شرقي ايالات متحده ، ناحيه اي وجود دارد كه به شكل مثلث است . اين ناحيه از برمودا در شمال آغاز ميشود و تا قسمت جنوبي فلوريدا امتداد مييابد ، سپس از سمت شرق با گذشتن از جزاير باهاما و پورتوريكو،به طول جغرافيايي 40 درجه به سمت غرب كشيده ميشود و دوباره به برمودا باز ميگردد.
اين ناحيه كه به مثلث برمودا معروف است ،در ليست رازهاي ناشناخته جهان به مكاني اضطراب انگيز وباور نكردني به ثبت رسيده است . در اين مكان بيش از صدها هواپيما وكشتي بدون آنكه كوچكترين اثري از آنان باقي بماند ، ناپديد شدهاند .اغلب اين حوادث از سال 1945 به بعد روي داده است ،و در طول 26 سال اخير بيش از 1000نفر در اين ناحيه از جهان جان خود را از دست داده اند ، بي آنكه حتي اثري از جسد يكي از آنها يا نشانه اي از بقاياي هواپيماهاو كشتيهاي ناپديد شده باقي مانده باشد .
وينسنت گاديس که مثلث برمودا را نامگذاري کرده، آن را به صورت زير توصيف ميکند: « يک خط از فلوريدا تا برمودا ، ديگري از برمودا تا پورتويکو ميگذرد و سومين خط از ميان باهاما به فلوريدا بر ميگردد.
اين محل فتنهانگيز و تقريبا باور نکردني اسرار غير قابل توصيف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتيجه ناپديد شدن 6 هواپيماي نيروي دريايي همراه با تمام سرنشينان آنها در پنجم دسامبر 1945 کسب کرد. 5 فروند از اين هواپيماها به دنبال اجراي ماموريتي عادي و آموزشي ، در منطقه مثلث ، پرواز ميکردند که با ارسال پيامهايي عجيبي درخواست کمک کردند. هواپيماي ششم براي انجام عمليات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپيما به طرز فوقالعاده مشکوکي مفقود شدند.
آخرين پيامهاي مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکي از وضعيت غير عادي ، عدم روئيت خشکي ، از کار افتادن قطب نماها يا چرخش سريع عقربه آنها و اطمينان نداشتن از موقعيتشان بود. اين در حالي بود که شرايط جوي براي پرواز مساعد بود و خلبانان و ديگر سرنشينان افرادي با تجربه و ورزيده بودند. با وجود مدتها جستجو هيچ اثري از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاري از اجسام شناور ، خدمه يا تجمع مشکوکي از کوسهها ديده نشد. هيچ حادثهاي چه قبل و چه بعد از آن ، تا اين حد حيرتآورتر از ناپديد شدن دسته جمعي هواپيماهاي مذکور نبوده است. در حوادثي مشابه در اين منطقه قايقها و کشتيهايي مفقود شدهاند (قربانيان مثلث برمودا)، در برخي موارد هم فقط خدمه و سرنشينان ناپديد گشتهاند.
منطقه وحشت
همه روزه هواپيماهاي متعددي بر فراز مثلث برمودا پرواز ميکنند. کشتيهاي بزرگ و کوچک در آبهاي آن در حال تردند و افراد زيادي براي بازديد ، به اين منطقه مسافرت ميکنند، بدون آنکه اتفاقي بيفتد. از طرف ديگر ، در درياها و اقيانوسها در سراسر دنيا ، کشتيها و هواپيماهاي زيادي مفقود شده و ميشوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقيه مناطق تفکيک شده است. علت اين است که اولا هيچ اميدي براي يافتن حتي اثر و نشانهاي وجود ندارد. ثانيا در هيچ منطقه ديگر چنين ناپديد شدنهاي بي دليل ، بيشمار و نامعلوم روي نداده و به اين خوبي ثبت نشده است.
مشاهدات و گزارشات
در بيشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپيماها در حالي ناپديد شدهاند که تماس راديويي خود را با ايستگاههاي مبدا و مقصدشان تا آخرين لحظه حفظ کردهاند و يا برخي ديگر در لحظات آخر پيامهاي غير عادي مخابره کردهاند که حاکي از عدم کنترل آنان بر روي دستگاه و ابزارها بوده است و يا چرخش عقربههاي قطب نما به دور خود و تغيير رنگ آسمان اطراف به زردي و مه آلودي ، آن هم در روز صاف و آفتابي و يا تغييراتي غير عادي در آبها که تا لحظاتي قبل آرام بودهاند، بدون بيان هيچ دليل روشني از چگونگي اين وقايع.
اين پيامها رفته رفته ضعيفتر و غيرقابل تشخيصتر شده و يا سريعا قطع شدهاند. دقيقا مثل اينکه چيزي ارتباط راديويي را قطع کرده باشد و يا چنانچه اظهار عقيده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شدهاند. در برخي موارد گزارشها حاکي از آن بود که نوري ناشناخته و غير قابل تشريح روئيت شده است. همچنين توده سياه و تاريکي در سطح دريا که پس از مدتي ناپديد شده ، در جريان اتفاقات مزبور گزارش شده است.
در مواردي هم گزارش شده که نقطه تاريک بزرگي در ميان ستارگان در آسمان ديده شده که نوري متحرک از طرف زمين به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپديد شدهاند. در تمام مدت ديده شدن تاريکي ، دستگاهها و ساير ابزارهاي قايقهاي ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاريکي آسمان ، دوباره شروع بکار کردهاند.
در يک مورد هم پيامي عجيب از يک کشتي باري ژاپني بدين مضمون دريافت گرديد. "خطري همانند يک خنجر هم اکنون ... به سرعت ميآيد ... ما نميتوانيم فرار کنيم ..." در هر حال بدون اينکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتي ناپديد شد.
علل واقعه
علل فرضي طبيعي
توضيحات و علل فرضي مختلفي درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمولترين فرضيات بر اساس مرگ غير طبيعي (زيرا هيچ جسدي تا کنون بدست نيامده است.) بنا شده است. اين توضيحات عبارتند از:
جزر و مد ناگهاني دريا در نتيجه زلزله در اعماق دريا ، وزش بادهاي مخرب و اختلالات جوي ، گويهاي آتشفشان که موجب انفجار هواپيماها ميشود، گرفتار آمدن در جاذبه يک گرداب يا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپيماها يا انحراف مسير کشتيها و مفقود شدن آنها در آب ميشود، تحت تاثير نيرويي مغناطيسي قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطيسي، ولي اين دلايل توجيه قابل قبولي براي ناپديد شدن هواپيماها و کشتيهاي متعدد در يک منطقه نيست.
علل فرضي غير طبيعي
دستگيري و ربوده شدن به وسيله زيردريايي يا بشقاب پرندههايي متعلق به کراتي ديگر که براي تحقيق درباره حيات و زندگي باستان و حال ما انسانها به کره زمين آمدهاند، ميتواند علتي غير طبيعي براي توجيه وقايع باشد.
يکي از عجيبترين پيشنهادات در اين مورد بوسيله ادگار کايس ، پيشگو و روانکاو و حکيم در دهه پنجم قرن بيست ، ارائه شده است. به عقيده وي قرنها قبل از کشف اشعه ليزر ، بوميان سواحل اقيانوس اطلس از کريستال به عنوان يک منبع انرژي و قدرت استفاده ميکردند. به نظر کاين نوعي نيروي شيطاني القا شده از سوي آنها ، در عمق يک مايلي در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخي مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسايل الکتريکي کشتيها ، هواپيماها و در نهايت نابودي آنها ميگردد.
ام. ک. جساپ که يک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرندهها » ابزار ميدارد که ناپديد شدن کشتيهاي مشهور در مثلث برمودا ، به وسيله اجسام پرنده صورت گرفته است. وي مفقود شدن خدمه آنها را نيز به اجسام مزبور ربط ميدهد. به عقيده جساپ يوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطيسي موقتي ايجاد ميکنند که داراي طرحي يونيزه شده است و ميتواند باعث متلاشي شدن يا ناپديد شدن هواپيماها و کشتيها گردد. او روي اين سوال کار ميکرد که چگونه نيروي مغناطيسي کنترل شده و ميتواند باعث نامرئي شدن گردد. نظريه ميدان واحد انيشتين او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اينها را کليدي ميدانست براي ظهور و محو شدن ناگهاني بشقاب پرندهها و ناپديد شدن کشتيها و هواپيماها. ولي مرگ امکان ادامه فعاليت و نتيجه گيري را از جساپ گرفت و تحقيقاتش نيمه تمام ماند.
داستاني عجيب
حادثهاي در اثر اختلال زماني در فرودگاه ميامي رخ داد که هرگز توضيحي قابل قبول براي آن وجود نداشته است. اين واقعه مربوط به يک هواپيماي مسافربري بود که براي فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوايي رديابي ميگرديد که ناگهان ده دقيقه از صفحه رادار ناپديد شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپيما بدون هيچ واقعهاي فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پايگاه ميگفتند ابراز تعجب کردند، زيرا تا آنجا که به خدمه مربوط ميشد، هيچ اتفاق غير عادي نيفتاده بود. جالب اين که ساعتهاي همه آنها حدود ده دقيقه از زمان واقعي عقبتر بود. در حالي که هواپيما درست 20 دقيقه قبل از اين واقعه وقت اصلي را کنترل کرده بود و در آن هنگام هيچ اختلاف زماني وجود داشت.
آيا مثلث برمودا و نقاط مشخص ديگر به صورت ماشيني عظيم عمل ميکنند تا اختلالاتي بوجود آورند؟
آيا آنها ميتوانند گردابهايي را چه در داخل و چه در خارج از جو بوجود آورند که اجسام و اشيا به داخل آنها بيفتد و به بعد زمان و مکاني ديگر منتقل شوند؟
گذشته و آينده برمودا
به نظر ميرسد که اين منطقه طي زمانهاي متمادي گذشته نيز در افسانهها به منزله مکاني ترسناک وجود داشته و حتي خيلي قبل از تاريخ کشف آن و بعد از آن تاريخ تا صدها سال با عناوين «دريايي از مقبرهها» ، «مثلث شيطان» ، «مثلث مرگ» ، «درياي بدبختي» ، «گورستان آتلانتيک» ناميده ميشده است.
شومي و بدشگوني مثلث برمودا حتي در عصر فضا نيز باعث تعجب انسانهايي چون کريستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 که يکي کاشف در زمين و ديگري در فضاست، شده است.اينکه چرا وقايع عجيب اين منطقه گزارش نميشود، شايد به دليل ايجاد رعب و وحشت عمومي باشد، شايد هم چون دليل اصلي وقايع معلوم نيست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمييابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهايي وجود دارد که اصل وقايع را سرپوشيده نگه ميدارد.
دانشمند روسي مدعي كشف راز مثلث برمودا شد
دانشمند ژئوفيزيك و نظراتش:
يك دانشمند ژئوفيزيك ساكن شهر وارونژ روسيه مدعي كشف يك علت طبيعي براي حوادث ناگوار مثلث برمودا شد.
به گزارش ايسنا، ولاديسلاو بوكريف، در اين زمينه گفت: ويژگي عجيب مثلث برمودا توسط طبيعت برنامه ريزي شده است. يكي از شعبات جريانات گرم گلف استريم، با گردش در جهت عقربههاي ساعت در منطقه درياي سارگاسوف، روي ميدهد. اين حركت به يادآورنده پرتاب كننده ديسك است كه در آغاز خود ميچرخد و تنها در لحظه اي كه بالاترين سرعت زاويه اي را به دست آورد، ديسك را به جلو پرتاب ميكند.
به نظر وي وجود ميكرو و ماكرو گودالهايي در اين منطقه، مولد آشفتگيهاي جاذبه اي و مغناطيسي ميباشد كه در نتيجه آن دستگاهها از كار افتاده و ارگانيزم انسان سنگيني اي را تحمل ميكند كه گاهي مرگبار است.
وي ميگويد: چون در اين منطقه، گردش آب در جهت عقربههاي ساعت است، برمودا همانند گرداب، اشيا را به سمت خود ميكشد، يعني بردار جاذبه به سمت عمق دريا و مركز زمين است. برمودا براي وسايط نقليه هوايي و دريايي تنها در زمان وقوع جزر در دريا خطرناك است. در اين فاز، ابتدا گودالهاي آبي و پس از آن گودالهاي هوايي پديدار ميشوند. اين وضعيت همانند فنجاني است كه به طور ناگهاني انتهاي آن را باز كنند. آب به سمت شكاف حركت ميكند و حركتي گردشي به خود ميگيرد و در امتداد خود، جريان هوا را ميراند. اين دانشمند ژئوفيزيك روسيه ميافزايد: با دانستن فاز جريان مد و ويژگي تشكيل جريانات، ميتوان روشي را ايجاد كرد كه وقوع حادثه را در اين مثلث ناآرام، همچنين در ساير نقاط خطرناك جهان هشدار دهد.
جمله خبری فوق در شهر نه بهتر است بگویم در کشور، نه بهتر است بگویم در جهان پیچیده است!
شهرام جزایری که به ام الفساد اقتصادی معروفش کردند، گریخت…
او که چندی پیش مجدداً محاکمه شده و قرار بود رای وی تا چند روز آینده صادر و اعلام شود، برای فرار از مجازات احتمالی خود از زندان گریخت.
گفته می شود وی پس از فرار از زندان از کشور خارج شده است.
شهرام جزایری به جرم اخلال در نظام اقتصادی کشور 5 سال پیش به 30 سال زندان محکوم شده بود.( یا شاید 27 سال)
دادگاه رسیدگی به پرونده شهرام جزایری یکی از جنجالی ترین دادگاههای اقتصادی تاریخ ایران بوده است. به هرحال اکنون شهرام جزایری طبق خبر خبرگزاری فارس به خارج از کشور گریخته است، عجب مبارزه ای شده این مبارزه با متخلفان و مفسدان اقتصادی!
واقعا من که در کارهای قوه قضائیه مانده ام، من تا یاد دارم حرف از مجازات شهرام جزایری بود، درست الان 5 یا 6 سال است که دارند تخلفات او را بررسی می کنند، واقعا چند روز پیش به خودم گفتم دیگر نمی خواهند این پرونده را تمام کنند؟ که این واقعه خنده دار یعنی فرار او به وقوع پیوست!
راستش وقتی خبر” شهرام جزایری فرار کرد!” را از اخبار شنیدم، ناگهان به یاد این شعر افتادم:
آهای خر پول عاشق
خر پوله هرجا که میری به یاد من باش
توی کانادا که میری به یاد من باش
با پولهایی که مال ماست
تو کافه های لاس وگاس به یاد من باش
هر جا یکی مثل ما بود تو مترو تو مقوا بود
یه گشنه دیدی که مریضه لب جوی شاندلیزه
اسکی توی سویس میری با کلی باد و فیس میری
با اینکه کله ات کچله به ضرب کلاه گیس میری
خر پوله به یاد ما باش…
آهای دوست عزیز نظر یادت نره . . . ![]()
بعد از گذشت حدودا 10/12 روز آمد که وبلاگ رو آپ دیت کنم !
خلاصه من این رو به شما بگم که واقعا از ته دل براتون دلم تنگ شده بود و خیل یمشتا ق بودم که یه پست بزنم و از این دلتنگی بیام برون ... ولی بنا به مسائل ینه چندان مشخص این فرصت رو پیدا نکرم ... ولی حالا آمدم و یه موضوع باحالی پیدا کردم که به نظر خودم و دوستام یه موضوع جدید!
من با خودم گفتم که یه مسابقه بزارم که شاید هم براتون جالب باشه ( حتما همین طوره ...)...
ببیند دوستان هرکی جواب درست این مسابقه رو توی نظرات ثبت کنه ... در ص.رت درست بودنش من خودم شخصا به اون دوست گرامی یه اشتراک 2 روزه نامحدود میدم ! (یعنی دو روز آن لاین ...میدونید که چه حالی میده !نه ! )
خب میریم سر مسابقه ...
شما دوست گرامی میخوای بگی که این عکسی که در این پست مشاهدش میکنی مربوط به کدوم دبیره !...

یه راهنمایی هم میکنم که یه مغازه ی فروش کالاهای پزشکی داره ( کنار ساختمون پزشکگان ) به نام کالای پزشکی تسکین ... راستی یه چیز دیگه ایشون معلم تاریخه !
دیگه بیشتر از این راهنمایی نمیشه کرد !
راستی جاداره تیو این پست اعلام کنم که دوستان هم کلاسی هم میتونن توی این مسابقه شرکت کنن ...
یه مطلب دیگه که جا داره همین جا من اونو اعلام کنم در مورد اهدای جوایز (گفتم جرایز یعنی به سه نفری جواب رو درست اعلام کنن اهدا میشه .) یوزر و پس اشتراک به آی دی شخص برنده پی ام میشه و باید هواستون باشه که یه یهو آفاتون نپره ه ه ه ه
*به امید آن روز که تمام بچه های شاهرودی اینترنت دی اس ال ان توو (2) بهره مندشن ...

