تبليغاتX
پاتوق بچه هاي شاهرود

رئیس جمهور آمریكا كه در مدح ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستی زیاده روی كرده بود با واكنش توهین‌آمیز كاندولیزا رایس وزیر امور خارجه‌اش مواجه شد.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه لبنانی"الاخبار"، جرج بوش رئیس جمهور آمریكا در مقابل وزرای رژیم صهیونیستی اعتراف كرد، كاندولیزا رایس وزیر امور خارجه‌اش به وی اهانت كرده و واژه "خفه شو" را به كار برده است.

جرج بوش در مراسم ضیافت شامی كه در منزل ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستی برگزار شده بود، تلاش داشت كه از اولمرت حمایت كند و خطاب به اعضای كابینه دولت وی گفت: " تلاش كنید كه اولمرت در قدرت باقی بماند وی رهبری قدرتمند و من برای او احترام زیادی قائلم."

در حالی كه بوش سخنانی در مدح اولمرت بیان می‌كرد، یادداشت كوچكی از كاندولیزا رایس وزیر امور خارجه‌اش كه در كنارش نشسته بود، دریافت كرد و پس از خواندن آن با لبخندی گفت "رایس به من گفت خفه شو".

البته برای رئیس جمهوری که جهت دستشویی رفتن خود از وزیر امور خارجه اش اجازه می گیرد؛ شنیدن چنین الفاظی از جانب این خانم محترم زیاد دور از ذهن نیست.

اگرچه ظاهرا معلوم نیست بالاخره رئیس کیه ولی خب از این اختیاراتی که ایشون داره می شه یه چیزیایی حدس زد!

 

بوش چهارشنبه هفته گذشته سفر خود به سرزمین‌های اشغالی را آغاز كرد و بعد از دیدار و گفت‌وگو با مقامات رژیم صهیونیستی و محمود عباس رئیس تشكیلات خودگردان عازم كویت شد و در حال حاضر در این كشور بسر می‌برد.

وی قرار است در ادامه سفر خود به بحرین، امارات متحده عربی و عربستان سعودی سفر كند.


+ نوشته شده در  سه شنبه 25 دی1386ساعت 8:21 بعد از ظهر  توسط مسعود  | 


 

شعار نویسی کسر شأن فعال سیاسی چپ نیست 

اکنون سال هاست که رفقایی که یا تازه با سازمان ما (سازمان فدائیان (اقلیت)) اشنا شده اند و یا به هر دلیل دیگری٬ تازه به  سیاست روی آورده اند٬ سوال مشترکی را با من مطرح می کنند. اما از جواب من خوششان نمی آید و خواهان نوعی معجزه از طرف من و یا سازمان هستند. از خفقان و بیداد و عدم وجود کوچکترین آزادی های سیاسی شکایت می کنند اما از سازمان٬ انتظار دفتر و دستک و نمایندگی و تشکیلات علنی و یا حداقل برقرار کردن ارتباطات تشکیلاتی در شهر و منطقه خود٬ خودی که تا چند ماه و یا چند روز پیش حتی سازمان را نمی شناختند٬ با دیگر فعالین و هواداران سازمان٬ دارند. ذهنیت عجیبی بر بسیاری از رفقایی که با من تماس می گیرند غالب هست. ذهنیتی که اساسا ریشه نه در واقعیت ها امروز جامعه ایران دارد و نه می توان آنرا با سابقه ای تاریخی منطبق دانست.  

١-تحول از درون رژیم
دیگر نباید شکی باقی مانده باشد که این رژیم هیچگونه تحول دمکراتیکی (از درون) نخواهد داشت    .     رژیم کاملا یکدست شده و سالهاست که نشان داده است که با تمام اختلافات جناحی و فامیلی٬ بسان یک حکومت سرمایه داری متعارف رفتار می کند؛ با همان نوع اتحاد و اختلافات جناحی دیگر دول بورژوازی؛ همانگونه که مثلا اختلافاتی بین جناحین بورژوازی مثلا در دولت امریکا وجود دارد. نمونه دعواهای جناحین هردو حکومت در مقابل حمله احتمالی آمریکا به ایران و جنگ با ایران٬ با یکدیگر و بر علیه یکدیگر٬ بسیار واضح بیان این مدعاست.  

٢-درآمد بالای نفت همواره زیربنای اقتصادی  رژیم را تامین خواهد کرد 

اقتصاد ایران اقتصاد نفت است. رژیم با درآمد هر بشکه نفت حدود ١٢ دلار قدرت را قبضه کرد و اکنون با افزایش قیمت هر بشکه حدود ده برابر آنروز از بهترین توان مالی عمر خود برخوردار است. 

٣-دیکتاتوری سیاه در روبنای سیاسی حاکم

سرمایه داری نشان داده است که در کشورهایی نظیر ایران تنها با حفظ  دیکتاتوری
     سیاه در روبناست که     این رژیم ها قادر هستند قدرت خود را حفظ کنند. این     حکومت ها کوچکترین مخالفت را تاب تحمل ندارند و به وحشیانه ترین شیوه ها     جلو تشکیل هرگونه حرکت صنفی و سیاسی مخالف با خود را خواهند گرفت.

٤-هسته های سرخ

تاریخ سرنگونی سلطنت و مبارزات نیم قرن اخیر نشان داده است که تنها تشکل های
     مخفی و نیمه مخفی قادر بوده اند که ادامه کاری خود را تضمین کنند و به     نیرویی اجتماعی برای دمکراسی و سوسیالیسمِ تبدیل گردند. برای سرنگونی این     رژیم باید تدارک کار درازمدت دید.
در شرایط کنونی که بین مبارزات کارگران و دیگر زحمتکشان ارتباط ارگانیگ برقرار نیست٬ بهترین شکل برای سازماندهی و تضمین ادامه کاری عناصر آگاه و آزادی خواه٬ هسته های سرخ مخفی می باشد
    .هسته     های سرخ از آگاه ترین و مبارزترین افرادی که به هم اعتماد دارند و آماده     کار مخفی و نیمه مخفی هستند٬ تشکیل می شود. این هسته ها  در دو راستای     تقویت بنیه تئوریک و دخالت عملی در جریان سیاسی جامعه خود٬ سازماندهی می     شوند.
شعار نویسی پراتیک٬ با بنیان های استوار تئوریک

تضمین ادامه کاری فعالیت فعالین سیاسی در جوامعی مانند جامعه ایران احتیاج به تجربه عملی فعالیت مخفی دارد. یک فعال سیاسی جدی٬ قبل از فعالیت سیاسی علنی باید شیوه های فعالیت مخفی را بیاموزد. شعار نویسی بعنوان پایه ای ترین فعالیت یک هسته سرخ از دو خصیصه مشخص که برتری آنرا به سایر اشکال مبارزاتی متمایز می سازد٬ برخوردار است. شعار نویسی حضور عینی و فعال و در عین حال آگاه نیروی مخالف رژیم را نشان می دهد. خود انتخاب شعار- که باید همراه با مطالعه و شناخت تئوریک هسته٬ باشد٬ تمایز اول و اساسی شعار نویسی٬ یعنی بیان تبلور آگاهی سیاسی هسته را نشان می دهد. پراتیک عملی نوشتن و یا نصب شعار٬ تجربه لازم برای تمرین اشکال مختلف کار مخفی را در عمل به هسته ها می آموزد. و در بعد اجتماعی٬ بیان گسترده یک شعار٬ ارتباط ارگانیک یک هسته با یک تشکل٬ سازمان و یا حزب سیاسی را نشان می دهد. 

شغار نویسی کسرشأن یک فعال سیاسی نیست. شعار نویسی رشته ای است که فعالیت ارگانیک و ادامه کار و متقابل یک سازمان سیاسی را در عمل به نمایس می گذارد. این نمایس قدرت یک سازمان با حضور فعال سیاسی است.  

ایکس 

دی١٣٨٦      

 

 


 

ما کار می خواهیم٬ ما نان می خواهیم٬ ما آزادی می خواهیم و ما حکومت شورایی می خواهیم و
ما از بسیارانیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 دی1386ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط مسعود  |